امید رمضانی؛ علیرضا کوشکی جهرمی؛ میرعلی سیدنقوی؛ حسین اصلی پور
چکیده
بینشهای رفتاری با اثرگذاری بر باورها، آگاهی و رفتار افراد، امکان همسوسازی رفتارهای فردی با سیاستهای کلان عمومی را فراهم میکنند و از این رو بهکارگیری نظاممند آنها میتواند به بهبود مدیریت و کاهش مصرف آب شرب کمک کند. هدف این پژوهش طراحی یک چارچوب مفهومی مبتنی بر بینشهای رفتاری بهمنظور بهبود و مدیریت مصرف آب شرب است. پژوهش ...
بیشتر
بینشهای رفتاری با اثرگذاری بر باورها، آگاهی و رفتار افراد، امکان همسوسازی رفتارهای فردی با سیاستهای کلان عمومی را فراهم میکنند و از این رو بهکارگیری نظاممند آنها میتواند به بهبود مدیریت و کاهش مصرف آب شرب کمک کند. هدف این پژوهش طراحی یک چارچوب مفهومی مبتنی بر بینشهای رفتاری بهمنظور بهبود و مدیریت مصرف آب شرب است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–اکتشافی و استراتژی پژوهش کیفی انجام شد و دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با خبرگان و تحلیل قوانین، اسناد بالادستی و گزارشهای سیاستی گردآوری شدند. جامعه پژوهش شامل اعضای هیئتعلمی دانشگاه و مدیران و رؤسای سازمانهای آب و فاضلاب و آب منطقهای مشهد بود که با روش نمونهگیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند و نمونهگیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری دادهها پروتکل مصاحبه مبتنی بر ابعاد نهگانه مدل فضای ذهنی و چارچوب تحلیل اسناد بود و دادهها با روش تحلیل تم بر اساس رویکرد براون و کلارک بررسی شدند. یافتهها نشان دادند که ابعاد مختلف مدل فضای ذهنی شامل انتخاب پیامرسان مناسب، مشوقها، هنجارها، پیشفرضها، جلب توجه، محرکهای ذهنی، احساسات، تعهد و خودپنداره، از طریق سازوکارها و منطقهای رفتاری متفاوتی میتوانند در شکلدهی رفتار مصرفکنندگان آب شرب نقش ایفا کنند. درنهایت، چارچوب مفهومی استخراجشده نحوه بهکارگیری منسجم و هدفمند بینشهای رفتاری را تبیین و مبنایی کاربردی برای طراحی و اجرای سیاستها و برنامههای رفتاری در حوزه مدیریت تقاضای آب فراهم کرد.
هادی خان محمدی؛ حمیدرضا دمیری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تبیین و نظام مند سازی گفتمان خط مشی انجام شده است؛ حوزه ای که پس از چرخش استدلالی و گسترش رویکردهای تفسیری، به یکی از جریان های اصلی تحلیل خط مشی تبدیل شده است. با وجود ظرفیت های گسترده رویکردهای گفتمانی همچون تحلیل گفتمان انتقادی، روایت محوری در خط مشی و نهاد گرایی گفتمانی، ادبیات موجود همچنان با پراکندگی ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تبیین و نظام مند سازی گفتمان خط مشی انجام شده است؛ حوزه ای که پس از چرخش استدلالی و گسترش رویکردهای تفسیری، به یکی از جریان های اصلی تحلیل خط مشی تبدیل شده است. با وجود ظرفیت های گسترده رویکردهای گفتمانی همچون تحلیل گفتمان انتقادی، روایت محوری در خط مشی و نهاد گرایی گفتمانی، ادبیات موجود همچنان با پراکندگی مفهومی و فقدان تصویری جامع از مؤلفه های گفتمان خط مشی مواجه است. از این رو، پژوهش با بهره گیری از روش مرور حیطه ای و بررسی منابع علمی، به استخراج مؤلفه های بنیادین گفتمان خط مشی و تبیین سازوکارهای اصلی آن پرداخته است و نقد تحلیلی را نسبت به هر یک از ابعاد شناسایی شده انجام داده است. یافته ها نشان می دهد گفتمان خط مشی صرفاً یک لایه زبانی نیست، بلکه ساز وکار معنا سازی، بازنمایی مسئله، روایت پردازی، سازمان دهی ائتلاف های معنایی، اعمال قدرت و نهادینه سازی را در فرایند خط مشی گذاری بر عهده دارد. گفتمان در بستر زمینه های اجتماعی و نهادی عمل کرده و از طریق ابزارهایی چون قاب بندی، استدلال و کنش گفتمانی، ادراک و تفسیر خط مشی گذاران را شکل می دهد. جمع بندی پژوهش نشان می دهد تحلیل گفتمان خط مشی ابزاری توانمند برای فهم رابطه میان معنا، قدرت و کنش است و می تواند در ارتقای فرآیند تصمیم سازی و توسعه خط مشی های عادلانه تر نقش آفرینی کند.
محمدرضا مولایاری؛ حسن دانایی فرد؛ احسان سلطانی فر
چکیده
پژوهش حاضر با رویکرد رئالیسم انتقادی و بهرهگیری از منطق سه مرحلهای بازتوصیف نظری، بازاستنتاج علّی و مدلسازی به واکاوی علل مؤثر بر پدیده «رسوب کالا» در بنادر ایران میپردازد. این پدیده در سطح تجاری به کُندی جریان عبور و انباشت کالا اشاره دارد، اما در لایه واقعی، برآیند نیروهای علّی پنهان و برهمکنش معکوس میان حوزههای ...
بیشتر
پژوهش حاضر با رویکرد رئالیسم انتقادی و بهرهگیری از منطق سه مرحلهای بازتوصیف نظری، بازاستنتاج علّی و مدلسازی به واکاوی علل مؤثر بر پدیده «رسوب کالا» در بنادر ایران میپردازد. این پدیده در سطح تجاری به کُندی جریان عبور و انباشت کالا اشاره دارد، اما در لایه واقعی، برآیند نیروهای علّی پنهان و برهمکنش معکوس میان حوزههای ارزی، گمرکی، مقرراتی و لجستیکی است که در قالب الگویی پایدار از ناکارآمدی تثبیت شدهاند. تحلیل دادههای کیفی با استفاده از کدگذاری، به شناسایی شش الگوی تکرارشونده شامل درهمتنیدگی ساختاری ارزی- گمرکی، گردش بروکراتیک مجوزها و تأخیر سیستماتیک، تداخل مأموریتی و موازیکاری نظارتی، وابستگی به مسیر مقرراتی، رفتار فرصتجویانه تجار و ناهماهنگی لجستیکی زنجیره حمل انجامید. این سازکارها به صورت شبکهای و چرخهای از تأخیر، انتظار و انباشت را بازتولید مینمایند که خود به نیروهای مولّد رسوب کالا بدل شدهاند. تحلیل بازاستنتاج علّی نشان میدهد که این الگوهای بالفعل از چهار خوشه علّی بنیادین شامل حکمرانی جزیرهای، فرهنگ بروکراتیک دفاعی، بیثباتی اقتصادی و فشار تحریمها تغذیه میشوند. این خوشهها، درهمتنیده و پایدار، منطق تصمیمگیری تجارت خارجی را از کارکرد هماهنگکننده به کارکرد دفاعی سوق داده و منطق بقا را بر کارآمدی نهادی غالب ساختهاند. بر این اساس، رسوب کالا نشانهای از فرسایش کارکردی نهادها در گلوگاههای مرزی و لجستیکی است که به کاهش عملکرد لجستیکی، افزایش هزینههای مبادله و تضعیف مزیت ترانزیتی ملی منجر شده است. مدل نهایی پژوهش نشان میدهد گسستن این چرخه تنها از مسیر مداخله در لایه واقعی، بازپیوند جزایر نهادی و بازآرایی منطق هماهنگی سیاستی امکانپذیر است.
ابراهیم جواهریزاده؛ فاطمه قاسمی بنابری
چکیده
هدف پژوهش، طراحی و اعتباریابی ابزار سنجش رضایت ارباب رجوع در دانشگاه قم بودهاست. تحقیق از نظر جهتگیری، کاربردی بوده و از روششناسی آمیخته (کیفی، کمی) برخوردار است. جامعه پژوهشی در فاز کیفی و در بخش کتابخانهای شامل پژوهشهای مرتبط با موضوع و اسناد بالا دستی و در بخش میدانی گروههای کانونی متشکل از 30 خبره بوده است. همچنین جامعه ...
بیشتر
هدف پژوهش، طراحی و اعتباریابی ابزار سنجش رضایت ارباب رجوع در دانشگاه قم بودهاست. تحقیق از نظر جهتگیری، کاربردی بوده و از روششناسی آمیخته (کیفی، کمی) برخوردار است. جامعه پژوهشی در فاز کیفی و در بخش کتابخانهای شامل پژوهشهای مرتبط با موضوع و اسناد بالا دستی و در بخش میدانی گروههای کانونی متشکل از 30 خبره بوده است. همچنین جامعه پژوهشی در فاز کمی گیرندگان خدمات (دانشجویان و اساتید هیئت علمی) در دانشگاه قم بودند. ابزارهای گردآوری داده در فاز کیفی از طریق مطالعات کتابخانهای، تحلیل اسناد بالادستی، گفتگو و بحث در گروههای کانونی و در فاز کمی پرسشنامه بودهاست. روش نمونهگیری در بخش کیفی هدفمند بودهاست و در بخش کمی تصادفی ساده است. حجم نمونه در بخش کمی با استفاده از فرمول کوکران بدست آمدهاست و 366 پرسشنامه توسط گیرندگان خدمات تکمیل گشت. دادهها در فاز کیفی با روش تحلیل تم تحلیل و جهت تکمیل این روند از نظرات خبرگان در قالب گروههای کانونی استفاده شده است. روایی محتوا سنجه ارائه شده توسط خبرگان مورد بررسی قرارگرفت؛ همچنین جهت حصول روایی سازه ابزار از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. پایایی ابزار، با بررسی مقدار آلفای کرونباخ تأیید شد. براساس یافتههای پژوهش ابزار دارای مؤلفههای "تعاملی"، "کارآمدی"، "فیزیکی" و "دسترسی" است که متشکل از 24 گویه میباشد. مؤلفهی تعاملی بر کیفیت تعاملات انسانی دلالت دارد. مؤلفه کارآمدی بیانگر شفافیت و اثربخشی فرایندهای خدمترسانی است. مؤلفه فیزیکی به شرایط محیطی و آراستگی ارائهدهندگان خدمت مربوط میشود و مؤلفه دسترسی نیز ابعاد دسترسی حضوری و غیرحضوری را پوشش داده است.
زهرا مومنی مرادی؛ خسرو عزیزی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر میانجی رضایت کاری و خودکارایی بر رابطه بین شخصیت فعال و رفتار کاری فعال »مورد مطالعه: خدمات عمومی تهران« انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان خدمات عمومی که بالغ بر 2891 نفر بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده با استفاده از فرمول کوکران تعداد 340 نفر به عنوان نمونه آماری ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر میانجی رضایت کاری و خودکارایی بر رابطه بین شخصیت فعال و رفتار کاری فعال »مورد مطالعه: خدمات عمومی تهران« انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان خدمات عمومی که بالغ بر 2891 نفر بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده با استفاده از فرمول کوکران تعداد 340 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها ، پرسشنامه محقق تفکیکی ترکیب شده از پرسشنامه های رضایت شغلی مک کلوزکی(1974)، پرسشنامه خودکارایی سوانبرگ و همکاران(2019)، پرسشنامه رفتار کاری و سازمانی پودسکف و همکاران(.1990) بود روایی و پایایی ابزار در پژوهش های مختلف مورد تایید قرار گرفته شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اسمارت پی ال اس برای آزمون فرضیهها استفاده گردید. نتایج نشان میدهد که شخصبت فعال به واسطه رضایت کاری و بر رفتارکاری فعال با ضریب مسیر72/0 و نمره تی 98.6 مورد تایید واقع شد. شخصیت فعال به واسطه خودکاریی بر رفتار کاری فعال به ضریب مسیر 60.0 و نمره تی 19.9 تاثیر معناداری داشت. همچنین شخصیت فعال بر رفتاری کاری فعال با نمره تی 61.9، شخصیت فعال بر رفتاری کاری با نمره تی 68.9، شخصیت فعال بر خودکارایی با نمره تی 9.19، رضایت کاری بر رفتاری کاری فعال با نمره تی 31.2 و خودکارایی بررفتار کاری فعال با نمره تی 96.5 تاثیر مثبت داشت.
علی اصغر عبدشاهی؛ آرمیتا شریفپور شیرازی
چکیده
نظام آموزش عالی ایران بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای عمومی، با چالشهایی نظیر فرسودگی نیروی انسانی، فشارهای سازمانی و ناهمخوانی میان انتظارات نسلی مدیران و کارکنان مواجه است. این پژوهش با رویکردی کیفی و اکتشافی، به بررسی تجربه زیسته مدیران دانشگاهی نسل جدید (زیر ۴۰ سال) در بهکارگیری رهبری شفابخش پرداخته و در پی تبیین الگویی ...
بیشتر
نظام آموزش عالی ایران بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای عمومی، با چالشهایی نظیر فرسودگی نیروی انسانی، فشارهای سازمانی و ناهمخوانی میان انتظارات نسلی مدیران و کارکنان مواجه است. این پژوهش با رویکردی کیفی و اکتشافی، به بررسی تجربه زیسته مدیران دانشگاهی نسل جدید (زیر ۴۰ سال) در بهکارگیری رهبری شفابخش پرداخته و در پی تبیین الگویی بومی در این زمینه است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ مدیر دانشگاهی در دانشگاههای دولتی، آزاد و پیام نور در استانهای لرستان و فارس گردآوری شد و با استفاده از تحلیل مضمون کلاسیک مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان داد که رهبری شفابخش در این بافت، فرآیندی زمینهمند و تدریجی است که بر همدلی فعال، خودتنظیمی هیجانی، تابآوری و استفاده هدفمند از ابزارهای دیجیتال استوار است. مدیران از طریق سازوکارهایی چون اعتمادسازی هیجانی، بازتعریف کنترل مدیریتی و بازسازی شناختی، تلاش میکنند میان الزامات سازمانی و سلامت روان کارکنان تعادل برقرار کنند. برآیند این یافتهها، ارائه مدل بومی «چرخ شفابخش دیجیتال» است که بهصورت یک چارچوب تحلیلی، ابعاد و پیامدهای رهبری شفابخش در مدیریت دانشگاهی ایران را تبیین میکند.