فصلنامه مطالعات مدیریت خدمات عمومی درمحورهای زیر مقاله می‎پذیرد:

  1. خدمات عمومی(Public Service)
  2. ارزش عمومی (Public Value)
  3. مدیریت خدمات عمومی (Public Service Management)
  4. منفعت عمومی (Public Interest)
  5. حکمرانی(Public Governance)
  6. نظریه های مدیریت دولتیTheories of Public Administration
  7. تعالی خدمات عمومی Public Service Excellence

 از کلیه استادان و پژوهشگران محترم که علاقه‌مند به انتشار پژوهش‌های بدیع خود در هر یک از  موارد فوق‌الذکر هستند، دعوت می‌نماید مقالات را طبق شیوه‌نامه معرفی شده در سایت فصلنامه به آدرس https://spsa.atu.ac.ir  ارسال نمایند.

این نشریه با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیته اخلاق در انتشار (COPE) می‌باشد و از آیین‌نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌نماید.

نشریه با استفاده از سامانه مشابهت یابی(سمیم نور) اقدام به همانندجویی مقالات کرده و مقالاتی با همانندی حداکثر15 درصد را می‌پذیرد. لازم به ذکر است همانند جویی باید به روز و بانام نویسنده مسئول باشد.

صدور گواهی پذیرش و چاپ مقاله منحصرا  منوط به در خواست مولف و دریافت نامه پذیرش ممهور به مهر  با امضای سردبیر  نشریه است. دریافت کننده گواهی برای اثبات اصالت آن موظف به استعلام از این نشریه میباشد. 

 

شناسایی پیشایندهای توسعه منابع انسانی در سازمان‌های خدمات محور با تکیه بر رویکرد قابلیت‌های پویا

https://doi.org/10.22054/spsa.2026.92064.1145

لیلا بابائی، جواد محرابی، سید مهدی الوانی، غلامرضا معمارزاده طهران

چکیده امروزه قابلیت‌های پویای منابع انسانی به‌عنوان یکی از عوامل بنیادین موفقیت راهبردی در سازمان‌های خدمات‌محور، به‌ویژه بانک‌های دولتی، شناخته می‌شوند. این قابلیت‌ها از طریق یادگیری سازمانی و بازپیکربندی مستمر شایستگی‌ها، امکان پاسخ‌گویی هوشمندانه به تغییرات سریع محیطی را فراهم می‌کنند. با این حال، پیشایندهای شکل‌گیری این توانمندی‌ها کمتر به‌صورت یکپارچه بررسی شده‌اند. ازاین‌رو، هدف پژوهش حاضر شناسایی پیشایندهای توسعه منابع انسانی مبتنی بر قابلیت‌های پویا در بانک‌های دولتی با استفاده از رویکرد فراترکیب نظام‌مند است. این پژوهش کیفی با روش فراترکیب و بر مبنای الگوی هفت‌مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو انجام شد. منابع علمی در بازه 2015 تا 2026 به‌صورت نظام‌مند غربالگری و مؤلفه‌های کلیدی استخراج و تلفیق گردید. یافته‌ها نشان داد توسعه منابع انسانی مبتنی بر قابلیت‌های پویا در بانک‌های دولتی مستلزم توجه همزمان به مجموعه‌ای از عوامل است؛ از جمله تحلیل محیطی، بازآفرینی منابع، تقویت فرهنگ یادگیری و نوآوری، مدیریت پویای منابع انسانی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، رهبری تحول‌گرا و ارتقای پایداری و انعطاف‌پذیری سازمانی. توجه هماهنگ به این مؤلفه‌ها، ظرفیت سازگاری و توانمندی‌های انسانی را در سازمان‌های دولتی به‌طور معناداری افزایش می‌دهد.

الگوی مدیریت اعتماد سازمانی با رویکرد سه‌گانه پیشایندها، تصمیمات و پیامدها از منظر سازوکارهای

https://doi.org/10.22054/spsa.2026.92961.1163

زهره دست آویز، بهروز رضائی منش

چکیده اعتمادسازی مبتنی بر حسابرسی داخلی، به‌عنوان یکی از سازوکارهای کلیدی ارتقای شفافیت، پاسخگویی و کارایی سازمانی، نقش حیاتی در بهبود عملکرد و حاکمیت شرکتی دارد. این پژوهش با هدف شناسایی پیشایندها، سازوکارها و پیامدهای اعتمادسازی با رویکرد حسابرسی داخلی انجام شد که از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی و اکتشافی است. مشارکت‌کنندگان تحقیق شامل 18 نفر از مدیران ارشد حسابرسی داخلی و ذی‌نفعان کلیدی حاکمیت سازمانی بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها نیز از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. نتایج نشان داد عوامل مدیریت اعتماد با رویکرد حسابرسی در سه حوزه اصلی شامل پیشایندها، تصمیمات و پیامدها قرار می‌گیرند. پیشایندهای اعتمادساز شامل عوامل محیطی، ساختاری و رفتاری می‌باشند. تصمیمات اعتمادساز در پنج بُعد عاطفه‌محور، شناخت‌محور، فرهنگ‌محور، نهادمحور و ارتباط‌محور اتخاذ می‌شوند و پیامدهای آن شامل پیامدهای نگرشی/ رفتاری، ساختاری و کارکردی می‌باشد. در نهایت، این مطالعه چارچوبی کاربردی برای مدیریت اعتماد در حسابرسی داخلی و تقویت حاکمیت شرکتی ارائه داده و نشان می‌دهد که اعتماد نتیجه تعامل پویا میان عوامل محیطی، ساختاری و رفتاری بعنوان پیشایندها، تصمیمات اعتمادمحور و پیامدهای اجرای این تصمیمات است.

چارچوب‌سازی نوآوری باز در مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی: رهیافتی کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون

https://doi.org/10.22054/spsa.2026.90156.1095

حسین سالمی، ناصر moradbeygi، محمد قاسمی، نورمحمد یعقوبی

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی نوآوری باز در مدیریت منابع انسانی می‌باشد. این پژوهش از نوع کیفی، توسعه‏ای، تفسیری و استقرایی است که با روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را دوازده نفر از خبرگان دانشگاهی، و مشارکت‌کنندگانی که خود با نوآوری باز آشنا بوده‌اند و به روش قضاوتی انتخاب شدند، تشکیل می‌دهد. بعد از انتخاب مشارکت‌کنندگان از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته به سوالات پژوهش پاسخ داده شد. پس از بررسی و تحلیل مصاحبه های بدست آمده، 328 کد توصیفی بدست آمده که از این تعداد 114 مضمون اولیه، 27 مضمون سازمان‌دهنده در 4 مضمون فراگیر بدست آمد. بدین ترتیب الزامات؛ تعاملی، مالی، هماوردی و تبادلی شرایط علی حرکت به سمت نوآوری باز در مدیریت منابع انسانی را فراهم می‌کند. استراتژی‌های نوآوری باز در پرتو برطرف نمودن چالشهای اجرای نوآوری باز می‌باشد. چالش‌های نوآوری باز در مدیریت منابع انسانی عبارتند از؛ چالش‌های هنجاری، مالی، نیروی متخصص، ملاحظه‌کاری سیاسی و مالیکت فردی می‌باشد. راهبردها عبارتند از؛ راهبردهای عملیاتی، ظرفیت شناسی خارجی، چابک سازی، تبیینی و همراستایی زیرسیستم‌های منابع انسانی. پیاده‌سازی نوآوری باز می‌تواند پیامدهای را نیز به دنبال داشته باشد. پیامدهای محیطی – رقابتی، پیامدهای سازمانی، پیامدهای فردی و پیامدهای شبکه‌ای مدیریت منابع انسانی. الگوی ارائه شده ‏تواند مبنایی برای برنامه‏ریزی مدیریت منابع انسانی سازمان‏ها باشد تا بتوانند اقدامات خود را بر مبنای آن سازماندهی کنند.

تصویرپردازی از شکل‌دهی خط‌مشی‌های عمومی باهدف بهبود حکمرانی استانی

https://doi.org/10.22054/spsa.2026.92800.1160

سعید saeid، طیبه عباسی، احمد قلی پور

چکیده شکل‌دهی خط‌مشی‌های عمومی در سطح استانی، حلقه واسط و حیاتی میان راهبردهای کلان ملی و اقتضائات منحصربه‌فرد بومی است که نقشی بی‌بدیل در کارآمدی نظام حکمرانی ایفا می‌کند؛ با این حال، شواهد تجربی نشان می‌دهد نظام تصمیم‌گیری استانی غالباً با رخوت ساختاری و رویکردهای تقلیدیِ بالا به پایین روبه‌روست. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تعامل نیروهای مؤثر و تصویرپردازی آیندهِ شکل‌دهی خط‌مشی‌های استانی با تمرکز بر تبیین پیامدهای سناریوی تداوم وضع موجود در زنجان انجام شده است. این مطالعهِ اکتشافی-کاربردی با اتخاذ رویکرد آینده‌پژوهانه و بهره‌گیری از روش‌شناسی سناریوپردازی (مبتنی بر الگوی هشت‌مرحله‌ای شوارتز)، از طریق مصاحبه‌های عمیق، جلسات ذهن‌انگیزی و پنل‌های خبرگی با مشارکت ۸ نفر از مدیران ارشد استانی و صاحب‌نظران دانشگاهی صورت پذیرفت. تحلیل موشکافانه یافته‌ها نشان داد که پویایی یا انجماد نظام تصمیم‌گیری استان، حاصل تقاطع پنج نیروی مهم است: « درجه تمرکز و انعطاف‌پذیری ساختار اداری»، « میزان تأثیرگذاری جریان‌های ذی‌نفوذ بر تصمیم‌گیری»، « سازوکار تخصیص منابع مالی و بودجه‌ریزی استانی»، « وضعیت توسعه‌یافتگی حکمرانی داده‌محور» و « سطح هم‌راستایی خط‌مشی‌های ملی با اقتضائات محلی ». هم‌افزایی این عدم‌قطعیت‌های بحرانی، تصویری هشداردهنده تحت عنوان «تصلب نهادی و انجماد تدوین» را در افق ده‌ساله ترسیم می‌کند که در آن، خط‌مشی‌گذاری به واکنشی منفعلانه تنزل یافته و پیامد محتوم آن، رکود اقتصادی و فرسایش سرمایه اجتماعی است. دلالت‌های راهبردی این پژوهش اثبات می‌کند خروج از این بن‌بستِ ساختاری، مستلزم اجرای یک بسته تحولیِ یکپارچه شامل تمرکززدایی کارکردی، استقرار زیست‌بوم داده‌محور، شفافیت نهادی و هم‌آفرینی مشارکتی است تا خط‌مشی‌های استانی به محرکی پایدار برای توسعه همه‌جانبه تبدل گردند.

بومی سازی شاخص‌های کیفیت شغل در بستر اقتصادی و اجتماعی ایران

https://doi.org/10.22054/spsa.2026.94505.1183

علی جعفر خزایی، سید محمد حسین هاشمی نسب، قاسم علی طالبی پنبه چوله، سپیده مدانلو جویباری

چکیده در این پژوهش با هدف توسعه و رتبه‌بندی یک چارچوب بومی از شاخص‌های کیفیت شغل در اقتصاد ایران، برای گذار از سیاست‌های اشتغال‌زایی صرفاً کمی به سوی حکمرانی کیفیت‌محور انجام شد. از منظر روش‌شناسی، این مطالعه آمیخته-اکتشافی در سه گام متوالی طراحی گردید؛ در گام نخست با مرور نظام‌مند ادبیات، ۱۰۰ شاخص استخراج شد. سپس با استفاده از پنل خبرگان به روش دلفی (N=20)، این شاخص‌ها غربال و به ۳۱ زیرشاخص در ۱۲ محور کلیدی بومی‌سازی شدند. در آخر، در فاز پیمایشی، داده‌های گردآوری‌شده از ۱۰۸ نفر از ذی‌نفعان اصلی بازار کار، با ابزاری دارای پایایی بالا (آلفای کرونباخ ۰.۹۶۹) تحلیل گردید. نتایج رتبه‌بندی حاکی از آن است که در سایه بی‌ثباتی‌های کلان اقتصادی، شاخص‌های معطوف به بقا و صیانت نظیر سلامتی روانی و جسمی کارکنان (اهمیت ۴.۷۹) و درآمد و جبران مالی (اهمیت ۴.۷۸) در صدر اولویت‌های نیروی کار قرار دارند. از سوی دیگر، آزمون مقایسه میانگین‌های زوجی و تحلیل شکاف سیاستی نشان داد که عمیق‌ترین خلأهای تقنینی ایران، در حوزه حقوق نرم و استانداردهای نوین توسعه‌ای نظیر نوآوری و خلاقیت (شکاف ۲.۰۲-) و تعادل کار و زندگی (شکاف ۱.۷۴-) نهفته است. این عدم تقارن ساختاری نشان می‌دهد قوانین کار موجود، برای مدیریت ریسک‌های روان‌اجتماعی و صیانت از کارگران در اقتصاد مدرن، نیازمند قانون‌گذاری تأسیسی هستند.

پویایی‌های شکل‌گیری اعتماد شهروندی به سازمان‌های دولتی: تحلیل تجربه خدمات شهروندمحور در ایران

https://doi.org/10.22054/spsa.2026.92432.1150

علیرضا خان احمدی، محبوبه رشیدی

چکیده این پژوهش با هدف تبیین پویایی‌های شکل‌گیری اعتماد شهروندان در خدمات عمومی ایران، با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه با ۱۴ نفر از سیاست‌گذاران، مدیران اجرایی، صاحب‌نظران دانشگاهی و شهروندان جمع‌آوری و با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که اعتماد پویا و تجربه شهروند محور به عنوان پدیده محوری، در تعامل با شرایط علی، زمینه‌ای و مداخله‌گر شکل می‌گیرد و از طریق راهبردهایی همچون شفافیت، پاسخگویی و عدالت تقویت می‌شود. پیامدهای این فرآیند شامل افزایش رضایت و اعتماد شهروندان، بهبود کارایی سازمانی و تقویت سرمایه اجتماعی است. در نهایت، پژوهش نشان می‌دهد که اعتماد شهروندی، یک فرآیند پویا و تجربه‌محور است و ارتقای خدمات عمومی مستلزم رویکردی یکپارچه و سیستمی در مدیریت آن است. بر این اساس، بهبود خدمات عمومی در ایران مستلزم اتخاذ رویکردی سیستمی و یکپارچه است که در آن، راهبردهای تجربه‌محور، شفافیت‌گرا و عدالت‌محور به طور هم‌زمان و هماهنگ اجرا شوند. مدل ارائه‌شده در این پژوهش، چارچوبی کاربردی برای سیاست‌گذاران و مدیران فراهم می‌آورد تا از طریق آن، اعتماد شهروندان را بازسازی کرده و کیفیت خدمات عمومی را به صورت پایدار ارتقا دهند.

روایت به‌عنوان سازوکار خلق ارزش عمومی: تبیین پیوند مدیریت ارزش عمومی و چارچوب روایی خط‌مشی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/spsa.2026.91897.1143

سعید مکرمی، سید مهدی الوانی، وجه الله قربانی زاده، حسین اصلی پور

چکیده ادبیات مدیریت ارزش عمومی با تأکید بر ارزش، مشروعیت، ظرفیت اجرایی، مشارکت و حکمرانی شبکه‌ای، نقش تعامل میان دولت، شهروندان، جامعه مدنی و سایر بازیگران را در خلق ارزش عمومی برجسته کرده است؛ با این حال، این ادبیات کمتر توضیح می‌دهد که بازیگران متکثر چگونه دربارۀ مسئله عمومی، ارزش مطلوب، مسئولیت و مسیر اقدام به فهمی مشترک یا قابل‌مذاکره می‌رسند. پژوهش حاضر با هدف تبیین خلأ هماهنگی تفسیری در مدیریت ارزش عمومی، با رویکرد نظری ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از تحلیل مفهومی و مرور تلفیقی هدفمند، ادبیات مدیریت ارزش عمومی و چارچوب روایی خط‌مشی را ترکیب می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که «هم‌راستاسازی روایی» می‌تواند به‌عنوان سازوکار تفسیری میانجی میان تکثر ارزش‌ها و تحقق ارزش عمومی صورت‌بندی شود. هم‌راستاسازی روایی فرایندی است که طی آن روایت‌های بازیگران دربارۀ تعریف مسئله، علیت، عاملیت، ارزش‌های هنجاری و راه‌حل به سطحی از سازگاری، هم‌پوشانی یا قابلیت ترجمه متقابل می‌رسند و از این طریق امکان مشروعیت، همکاری و کنش جمعی فراهم می‌شود. بر این اساس، مقاله حاضر چارچوب مفهومی و مدل فرایندی مدیریت ارزش عمومی مبتنی بر هم‌راستاسازی روایی را ارائه می‌کند. نوآوری نظری پژوهش در انتقال بحث خلق ارزش عمومی از سطح هماهنگی نهادی به سطح هماهنگی تفسیری و عملیاتی‌سازی نقش روایت در پیوند دادن معنا، مشروعیت و کنش جمعی است.

مدل به‌کارگیری نیروی کار نقره‌ای در مدیریت خدمات عمومی ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/spsa.2026.91844.1139

مرسده آدابی، حرمت اصغری

چکیده ایران، همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، با روند سریع سالمندی جمعیت مواجه است که پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی متعددی به همراه دارد. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل به‌کارگیری نیروی کار نقره‌ای در مدیریت خدمات عمومی ایران با رویکرد داده‌بنیاد انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه‌ای و از نظر ماهیت کیفی است. برای تبیین مدل نهایی از نظریه داده‌بنیاد (رویکرد نظام‌مند اشتراوس و کوربین) استفاده شد. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان مدیریت و مدیران سازمان‌های دولتی تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری و با نرم‌افزار ATLAS.ti تحلیل شد. نتایج به شناسایی 5 مقوله اصلی، 26 مقوله محوری و 176 کد اولیه انجامید. یافته‌ها نشان داد شرایط علّی شامل سالمندی جمعیت، انباشت تجربه، کمبود نیروی متخصص، فشار اقتصادی بازنشستگان و انتقال دانش است. شرایط زمینه‌ای شامل قوانین استخدامی، فرهنگ سازمانی، دولت الکترونیک، سیاست‌های رفاهی و تفاوت‌های نسلی و شرایط مداخله‌گر شامل انعطاف ساختاری، سلامت، انگیزش، آموزش دیجیتال و پذیرش نسل جوان بود. راهبردهای پیشنهادی شامل اشتغال منعطف، مشاوره تخصصی، منتورینگ بین‌نسلی، بازآموزی دیجیتال، بانک تجربه و اصلاح قوانین استخدامی است. نتایج نشان داد بهره‌گیری از نیروی کار نقره‌ای می‌تواند به حفظ سرمایه دانشی، ارتقای خدمات، کاهش شکاف نسلی و افزایش بهره‌وری سازمانی منجر شود.

گذر از تصلب بوروکراتیک به حکمرانی انعطاف‌پذیر: ارائه مدل سطح‌بندی‌شده پیشران‌های منابع انسانی در بخش دولتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 مرداد 1405

https://doi.org/10.22054/spsa.2026.92196.1148

نیشتمان دباغی، محمد عطایی، غلامرضا معمارزاده طهران

چکیده تصلب بوروکراتیک و ناکارآمدی مدل‌های سنتی، سازمان‌های دولتی را در مواجهه با تکانه‌های محیطی دچار انفعال کرده است؛ با این وجود، نگاه تقلیل‌گرایانه مطالعات پیشین، مانع از درک شبکه روابط علی در مدیریت منابع انسانی شده است. برای پاسخ به این خلأ، پژوهش حاضر مبتنی بر نظریه سیستم‌های انطباقی پیچیده و با هدف کشف ساختار و سطح‌بندی پیشران‌های منابع انسانی سازگارشونده و پویا در بخش دولتی ایران انجام شد.
این مطالعه با روش مدل‌سازی ساختاری تفسیری انجام پذیرفت. ورودی‌های مدل شامل 10 مضمون کلیدی مستخرج از فاز کیفی پیشین بود. داده‌ها از طریق پرسشنامه مقایسات زوجی و اخذ آرای پنلی متشکل از 16 نفر از خبرگان و سیاست‌گذاران دولتی گردآوری و پس از تشکیل ماتریس‌های تعاملات ساختاری و بررسی فزایندگی، تحلیل شدند.
بر اساس یافته‌ها، پیشران‌ها در ساختاری چهارسطحی سازمان‌دهی شدند: لایه نخست (سطح خرد: زیرساخت فناورانه، توانمندسازی و کنش سیال) به‌عنوان موتور محرک سیستم عمل می‌کند. لایه دوم (سطح میانی: حسگری، تاب‌آوری و یادگیری دولتی) کاتالیزوری برای ترجمه قابلیت‌های خرد به دستاوردهای کلان است. لایه سوم (سطح کلان: حکمرانی انعطاف‌پذیر و عدالت زمینه‌ای) بستر نهادی را فراهم می‌سازد. لایه چهارم (سطح فراکلان: معناسازی دولتی و هم‌آفرینی) خروجی نهایی سیستم را متجلی می‌سازد.
تحقق منابع انسانی سازگارشونده در بخش دولتی صرفاً پروژه‌ای فناورانه نیست، بلکه تغییر پارادایمی در گرو هم‌افزایی فناوری، عاملیت انسانی و نهادهای تنظیم‌گر است. این مدل مبنایی کاربردی برای سیاست‌گذاری‌های اجرایی نظیر استقرار پلتفرم‌های ابری منابع انسانی، ایجاد واحدهای هوشمندی سیاستی و راه‌اندازی آزمایشگاه‌های خط‌مشی ارائه می‌دهد.

الزامات راه‌اندازی آزمایشگاه‌های خط‌مشی به‌مثابه ابزاری برای ارتقاء کیفیت خدمات عمومی

دوره 2، شماره 4، تابستان 1403، صفحه 155-180

https://doi.org/10.22054/spsa.2025.83765.1052

حرمت اصغری، عباس خداپرست

چکیده آزمایشگاه خطمشی در راستای پیوند میان جامعه و دولت با محوریت حل مسائل مربوط به خطمشی های عمومی کشور و تبدیل زمینه‌های تحدید و تقابل به صحنه‌ی پیشرفت و هم‌افزایی، تلاش دارد با پشتیبانی از حوزه های مختلف جامعه و در نقش یک ابزار هوشمند تحلیل؛ حکمرانی را از تصدی‌گری به نوآوری، از حمایت سنتی به حمایت هوشمند و از فناوری هراسی به مزیت‌گرایی داده‌محور رهنمون سازد و از این رهگذر، شیوه مواجهه دولت ها با چالش‌های برآمده از فناوری‌های نوظهور در عصر حاضر و ساختار شبکه‌ای آن را، بهبود بخشد و نسبت به تحولات پی‌درپی در عرصه های مختلف حساس و هشیار سازد. لذا با توجه به اهمیت الزامات راه اندازی در آزمایشگاه های خطمشی اروپا، آمریکای شمالی، آمریکای لاتین، آسیا و استرالیا که چارچوب اجرایی فرایندها را در سازماندهی آزمایشگاه مشخص می نمایند و باعث توزیع مسئله، مشارکت سازمانی، نوآوری و تسرع پاسخگویی می گردند؛ در این پژوهش با استفاده از استراتژی مطالعه تطبیقی به بررسی الزامات راه اندازی آزمایشگاه های خط مشی در حل مسائل خطمشی پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که به چهار بعد کارکنان، رهبری، شراکت ها و منابع و استراتژی در راه اندازی آزمایشگاه ها بایستی مورد توجه قرار گیرد.

فراحکمرانی: نظریه‌ای برای حفظ و ارتقاء ارزش و خدمات عمومی

دوره 1، شماره 1، پاییز 1402، صفحه 157-185

https://doi.org/10.22054/spsa.2022.66621.1002

رضا واعظی، لیلا شمس، مصطفی ملکی

چکیده حکمرانی بر شبکه‌سازی ذینفعانی متعدد تأکید دارد که از سطوح مختلف و با اهدافی متفاوت گرد هم می‌آیند، این ترکیب از ذینفعان متعدد با اهداف و منافع متفاوت و یا گاه متعارض به چالش مهمی در شبکه حکمرانی تبدیل‌شده و منجر به پیدایش نظریه "فراحکمرانی" گردیده است. فراحکمرانی نوعی مدیریت موازنه قدرت توسط دولت در نظام حکمرانی باهدف تحقق ارزش و خدمات عمومی است. برابر این نظریه دولت‌ها با درجه بالاتری از نمایندگی شهروندان نسبت به سایر ذینفعان در فرایند مذاکرات و اعمال اراده در مسیر مدیریت جامعه مداخله نموده و به‌عنوان نماینده شهروندان از ارزش‌ها و خدمات عمومی پاسداری می‌نمایند. در این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب 19 مقاله علمی پژوهشی فراحکمرانی از نشریات تخصصی مختلف موردمطالعه دقیق قرار گرفتند و درمجموع 20 کد در قالب سه مقوله چرایی؛ چیستی و چگونگی فراحکمرانی در مسیر حفظ و ارتقاء ارزش و خدمات عمومی احصاء و تشریح گردید.

نوفناوری ها و مدیریت دولتی ایران

دوره 1، شماره 1، پاییز 1402، صفحه 1-32

https://doi.org/10.22054/spsa.2023.69087.1004

سید مهدی الوانی، لیلا شمس

چکیده انقلاب‌های صنعتی در طول چهار قرن گذشته تمام جنبه‌های زندگی فردی، سازمانی و اجتماعی را در دنیا متحول نموده‌اند. انقلاب صنعتی چهارم با پیشرفت‌های خیره‌کننده فناوری، مرز میان دنیای فیزیکی و دیجیتال را محو نموده و گستردگی و عمق تغییرات ناشی از دگرگونی‌های فناورانه آن در کل سیستم‌های تولیدی، مدیریتی و حتی حکمرانی کاملاً مشهود است. فناوری‌های نوین اطلاعات و ارتباطات بر عملکرد مدیریت دولتی هم از منظر انجام عملیات داخلی سازمان‌های عمومی و هم در ارائه خدمات عمومی به شهروندان تأثیرات بسیاری داشته است. در این پژوهش با استفاده ازنظریه مطالعات اجتماعی علم و نظریه کنشگر-شبکه به بررسی نقش نوفناوری­های اطلاعات و ارتباطات در مدیریت دولتی کشورمان پرداخته و بدین منظور گروهی از کنشگرانی که با فناوری‌های نوین ارتباطات و اطلاعات در نظام مدیریت دولتی سروکار دارند با روش گلوله برفی انتخاب‌شده و طی مصاحبه‌های عمیق و نیمه ساختاریافته به تشریح مباحث پرداخته می‌شود.

قابلیت‌های استراتژیک منابع انسانی: پلی برای پر کردن شکاف میان نظریه و عمل در مدیریت منابع انسانی

دوره 2، شماره 6، زمستان 1403، صفحه 1-62

https://doi.org/10.22054/spsa.2025.88709.1072

میرعلی سید نقوی، نیلوفر مظفری

چکیده در دهه‌های اخیر، علیرغم پیشرفت‌های نظری در مدیریت استراتژیک منابع انسانی، شکاف پایدار میان نظریه و عمل به یک چالش محوری تبدیل‌شده است. این شکاف، ضرورت بازنگری در مدل‌های سنتی و تمرکز بر مفاهیمی نوظهور را ایجاب می‌کند که توانایی پیوند دادن ایده آل‌های نظری با واقعیت‌های عملی سازمان‌ها را داشته باشند. پژوهش حاضر باهدف تحلیل و صورت‌بندی مفهوم "قابلیت‌های استراتژیک منابع انسانی"، به‌عنوان یک چارچوب یکپارچه ساز، از روش فراترکیب کیفی بهره می‌برد. در این راستا، با بررسی نظام‌مند ۲۱ مقاله، پنج مضمون اصلی شامل جایگاه مفهومی، ابعاد سازنده، پیشایندها، سازوکارهای فعال‌سازی و پیامدهای قابلیت‌های استراتژیک منابع انسانی استخراج و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که قابلیت‌های استراتژیک منابع انسانی یک سازه پویا و چندلایه است که در نقطه تلاقی دیدگاه‌های مبتنی بر منابع، دانش و قابلیت‌های پویا شکل می‌گیرد. این قابلیت از هشت خوشه مکمل (شامل سرمایه انسانی، یادگیری سازمانی، سرمایه اجتماعی، معماری منابع انسانی، رهبری، چابکی، نوآوری و زیرساخت دانش-فناوری) تشکیل‌شده و از طریق سازوکارهای پیچیده‌ای چون هم‌راستایی، بازپیکربندی و اهرم‌سازی فناوری فعال می‌شود. پیامدهای قابلیت‌های استراتژیک منابع انسانی نیز فراتر از نتایج مالی و بازاری، ابعاد حیاتی نظیر نوآوری، چابکی و تاب‌آوری سازمانی را در برمی‌گیرد. نتایج این پژوهش بر نقش محوری قابلیت‌های استراتژیک منابع انسانی به‌عنوان "حلقه مفقوده" و "پیشایند نزدیک عملکرد" تأکید می‌کند که رویه‌های منابع انسانی را به مزیت رقابتی پایدار تبدیل می‌سازد. مدیران منابع انسانی و سیاست‌گذاران سازمانی می‌توانند از این چارچوب برای توسعه سیستم‌های انعطاف‌پذیر، یادگیرنده و پدیده محور استفاده کنند تا اثربخشی تصمیمات منابع انسانی را افزایش دهند و سازمان را برای مواجهه با تغییرات محیطی توانمند سازند.

مفهوم‌سازی ارکان نظام حکمرانی توسعه؛مطالعه تطبیقی نهادهای راهبر توسعه در کشورهای منتخب

دوره 2، شماره 3، بهار 1403، صفحه 95-122

https://doi.org/10.22054/spsa.2024.82943.1047

حیدر نجفی رستاقی، مهدی عبدالحمید

چکیده ماهیت پیچیده و ابعاد چندگانه توسعه مستلزم مشارکت‌بخش‌های مختلف جامعه از جمله سازمان‌های مختلف دولتی؛ بخش خصوصی و سازمان‌های مردم‌نهاد است تا در فرایند برنامه‌ریزی و اجرای پروژه‌های توسعه فعالانه درگیر شوند. در چارچوب حکمرانی توسعه، نهادهای دولتی و کنشگران غیردولتی (ذی‌نفعان توسعه) با همکاری یکدیگر به دنبال دستیابی به اجماع در تصمیم‌گیری هستند. علی‌رغم تدوین برنامه‌های توسعه در کشور وجود مسائل و چالش‌هایی در تدوین و اجرای برنامه‌های توسعه سبب شده خروجی نهایی این برنامه‌ها در واقعیت ملموس نباشد؛ لذا در این پژوهش به‌منظور بهره‌گیری از تجارب کشورهای مختلف در راهبری توسعه به مطالعه تطبیقی نهادهای راهبر توسعه در کشورهای منتخب پرداخته شد و کارکردها و نقش‌های این نهادها در پنج  رکن  کنشگران؛ پیشران‌ها؛ ابزارهای سیاستی؛ سازوکارهای نظارتی و شیوه‌های مشارکت به‌منظور مفهوم‌سازی حکمرانی توسعه دسته‌بندی شد.

شناسایی چالش‌های تأمین کالای اساسی گندم در اکوسیستم خدمات عمومی

دوره 2، شماره 3، بهار 1403، صفحه 183-224

https://doi.org/10.22054/spsa.2023.74961.1025

رضا واعظی، حسین اصلی پور، سعید زرندی، لیلا شمس

چکیده تأمین کالاهای اساسی به دلیل نقش مهمی که در برطرف نمودن نیازهای اصلی مردم دارد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین برنامه دولت‌ها در اکوسیستم خدمات عمومی به شمار می‌رود. گندم از میان طیف وسیعی از انواع کالاهای اساسی از جایگاه خاصی برخوردار است؛ چرا که این کالا نقش مهمی در اقتصاد کشورهای تولیدکننده ایفا می‌کند و به طور مستقیم یا توسط انواع فرآورده‌های حاصل از آن به‌عنوان منبع اصلی تأمین انرژی مردم به شمار می‌رود. در این پژوهش به شناسایی چالش‌های تأمین کالای اساسی گندم در کشور پرداخته می‌شود. به این منظور ابتدا با روش تحلیل مضمون 6 چالش اصلی و 25 چالش فرعی از مقالات و گزارش‌های مرتبط احصا شد و سپس با استفاده از تکنیک دنپ به اولویت‌بندی این چالش‌ها پرداخته شد. مطابق یافته‌ها چالش‌های اصلی به ترتیب شامل تأمین مالی؛ عوامل بین‌المللی؛ عوامل مدیریتی و سازمانی؛ ذینفعان و مصرف‌کنندگان؛ فناوری و زیرساخت و سیاست‌گذاری و قانونی دارای بیشترین وزن هستند. از میان 25 چالش فرعی نیز بی‌ثباتی و افزایش نرخ ارز؛ آثار منفی تحریم‌های بین‌المللی بر کشور؛ عدم هماهنگی میان سازمانی در تعیین نرخ خرید تضمینی گندم؛ تولید قابل‌توجه ضایعات نان در مصرف و هدر رفت گندم درنتیجه استفاده از ماشین‌آلات قدیمی در برداشت و یا نگهداری گندم به ترتیب بیشترین وزن را به خود اختصاص می‌دهند.

ارائۀ چارچوبی برای بازطراحی الگوهای نهادی حکمرانی تجارت خارجی ج.ا.ایران؛ ارزیابی تطبیقی با رویکرد آمیخته

دوره 2، شماره 5، پاییز 1403، صفحه 61-118

https://doi.org/10.22054/spsa.2025.87669.1070

محمدرضا مولایاری، حمیدرضا ملک محمدی، کیومرث اشتریان، احسان سلطانی فر

چکیده با عنایت به چالش‌ ناهماهنگی نهادی، پراکندگی مراکز تصمیم‌گیری و گسست میان لایه‌های سیاست‌گذاری و اجرایی، بازنگری بنیادین در معماری نهادی حکمرانی تجارت خارجی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تطبیقی چهار الگوی نهادی «وزارتخانه تخصصی بازرگانی»، «وزارتخانه ادغامی صمت»، «شورای عالی صادرات غیرنفتی» و «ارتقاء سازمان توسعه تجارت»، در چارچوب رویکرد آمیخته انجام پذیرفته است. در بخش کیفی، داده‌های حاصل از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان به روش تحلیل مضمون واکاوی و روایت‌ها و استدلال‌های موافقان و منتقدان هر الگو استخراج و ذیل مقولات مفهومی انسجام‌یافته سازماندهی شد. بر این مبنا، شاخص‌های کلیدی حکمرانی تجاری صورت‌بندی و مبنای طراحی پرسشنامه مرحله کمی قرار گرفت. داده‌های کمی گردآوری‌شده از جامعه خبرگان، با آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی Tukey HSD تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد دو الگوی «وزارتخانه تخصصی بازرگانی» و «ارتقاء سازمان توسعه تجارت» در شاخص‌های چابکی نهادی، توان دیپلماسی اقتصادی و کاهش شکاف هدف و اجرا، برتری معناداری نسبت به دو مدل دیگر دارند. شاخص پایایی آلفای کرونباخ (0.927) حاکی از انسجام درونی بسیار مطلوب ابزار سنجش بود و نتایج رتبه‌بندی با روش TOPSIS، «وزارتخانه تخصصی بازرگانی» را در جایگاه نخست قرار داد. برساخت تحلیل تلفیقی یافته‌ها نشان می‌دهد در صورت تقدم‌بخشی به اقتدار نهادی، انسجام مأموریتی و راهبری یکپارچه، «وزارتخانه تخصصی بازرگانی» گزینه برتر خواهد بود؛ حال آن‌که در سناریوی اولویت‌بخشی به انعطاف‌پذیری، سازگاری سریع با تحولات محیطی و نوآوری، «ارتقاء سازمان توسعه تجارت» برتری خواهد داشت. در هر دو رویکرد، استمرار نقش «شورای عالی صادرات غیرنفتی» به‌مثابه نهاد فرابخشی هماهنگ‌کننده توصیه می‌شود.

ابر واژگان