هادی خان محمدی؛ نیلوفر مظفری
چکیده
با وجود نقش تحولآفرین هوش مصنوعی در نوسازی نظامهای حکمرانی، بسیاری از سازمانهای دولتی در پیادهسازی موفق این فناوری با چالشهایی روبرو هستند که ناشی از فقدان بستر مناسب است. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و طبقهبندی زیرساختهای حیاتی برای ارتقای سطح آمادگی و استقرار موفق هوش مصنوعی در بخش دولتی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی ...
بیشتر
با وجود نقش تحولآفرین هوش مصنوعی در نوسازی نظامهای حکمرانی، بسیاری از سازمانهای دولتی در پیادهسازی موفق این فناوری با چالشهایی روبرو هستند که ناشی از فقدان بستر مناسب است. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و طبقهبندی زیرساختهای حیاتی برای ارتقای سطح آمادگی و استقرار موفق هوش مصنوعی در بخش دولتی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی با بهرهگیری از مدل فرآیندی مکناب و روش تحلیل مضمون انجام شده است. بدین منظور، مقالات علمی منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵ در پایگاههای اطلاعاتی معتبر (از جمله Google Scholar و Web of Science) غربالگری شدند و در نهایت ۳0 مقاله منتخب مورد واکاوی قرار گرفتند. تحلیل دادهها نشان داد که زیست بوم آمادگی هوش مصنوعی در بخش دولتی، ماهیتی چندبعدی دارد و مستلزم توسعه متوازن در هفت حوزه فناوری اطلاعات، دادهای، سازمانی و مدیریتی، حقوقی و سیاستگذاری، فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی و سرمایهگذاری و منابع انسانی است.این زیرساختها در عین حال که بهطور مستقل عمل میکنند، همزمان در تعامل و همافزایی با یکدیگر هستند و مجموع زیست بوم مورد نیاز برای پذیرش، بومیسازی و استفاده مؤثر از هوش مصنوعی در نهادهای عمومی را شکل میدهند. یافتهها نشان میدهد که ایجاد ساختارهای بینرشتهای، استانداردسازی دادهها، آموزش نیروی انسانی، تدوین مقررات منعطف، و تأمین مالی پایدار از جمله الزامات کلیدی در مسیر گذار به دولت هوشمند محسوب میشوند.
افسانه دهقان پور فراشاه؛ پویان پویانفر؛ مسعود بنافی
چکیده
بودجهریزی دولتی یکی از ابزارهای اصلی خطمشیگذاری مالی-اقتصادی محسوب میشود و بهرهگیری از کلاندادهها میتواند ظرفیتهای جدیدی همچون ارتقای شفافیت، افزایش دقت پیشبینیها، بهبود پاسخگویی و کارآمدسازی فرآیندهای تخصیص منابع را برای نظام بودجهریزی فراهم آورد. تاکنون پژوهشهای انجام شده، جهتگیریهای کلی در زمینه کاربست ...
بیشتر
بودجهریزی دولتی یکی از ابزارهای اصلی خطمشیگذاری مالی-اقتصادی محسوب میشود و بهرهگیری از کلاندادهها میتواند ظرفیتهای جدیدی همچون ارتقای شفافیت، افزایش دقت پیشبینیها، بهبود پاسخگویی و کارآمدسازی فرآیندهای تخصیص منابع را برای نظام بودجهریزی فراهم آورد. تاکنون پژوهشهای انجام شده، جهتگیریهای کلی در زمینه کاربست کلاندادهها در نظام بودجهریزی را نشان دادهاند اما این مطالعات به صورت یکپارچه، به چالشها، فرصتها و رهنمودهای سیاستی به منظور بهرهبرداری در نظام خطمشیگذاری نپرداختهاند. در این امتداد، این پژوهش با هدف شناسایی چالشها، راهکارها و فرصتهای به کارگیری کلان داده در نظام بودجهریزی دولتی ایران با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را خبرگان حوزه بودجهریزی دولتی تشکیل دادند و روش نمونه گیری این پژوهش گلوله برفی و هدفمند است. برای گردآوری دادهها از مصاحبههای نیمهساختاریافته استفاده شد که با تداوم مصاحبهها، اشباع نظری در مصاحبه پانزدهم حاصل گردید. دادههای بهدستآمده با استفاده از مراحل تحلیل مضمون سازماندهی و بررسی شدند. در نتیجه، 24 مضمون اصلی شناسایی گردید که ابعاد مختلف چالشها، راهکارهای رفع چالشها و فرصتهای ناشی از بهکارگیری کلاندادهها در نظام بودجهریزی دولتی ایران را تبیین میکند. یافتههای پژوهش میتواند مبنایی علمی برای خطمشیگذاران و مدیران دولتی در جهت اصلاح فرآیندهای بودجهریزی مبتنی بر داده و ارتقای شفافیت و پاسخگویی مالی قرار گیرد.
حرمت اصغری؛ عباس خداپرست
چکیده
با گسترش فناوریهای نوین در عرصه حکمرانی، هوش مصنوعی به یکی از ابزارهای کلیدی در تصمیمسازی و خطمشیگذاری عمومی تبدیل شده است.هرچند بهکارگیری این فناوری در نظام خطمشیگذاری کشور هنوز در مراحل اولیه یا محدود قرار دارد، اما حرکت به سوی استفاده از سامانههای تصمیمیار هوشمند، ضرورت شناخت الزامات انسانی این تحول را دوچندان ...
بیشتر
با گسترش فناوریهای نوین در عرصه حکمرانی، هوش مصنوعی به یکی از ابزارهای کلیدی در تصمیمسازی و خطمشیگذاری عمومی تبدیل شده است.هرچند بهکارگیری این فناوری در نظام خطمشیگذاری کشور هنوز در مراحل اولیه یا محدود قرار دارد، اما حرکت به سوی استفاده از سامانههای تصمیمیار هوشمند، ضرورت شناخت الزامات انسانی این تحول را دوچندان کرده است. با این حال، ابعاد انسانی مؤثر بر تعامل خطمشیگذاران با سامانههای تصمیمیار هوشمند، همچنان نیازمند واکاوی عمیقتری می باشد. هدف این پژوهش، شناسایی و تبیین پارامترهای انسانی مؤثر بر مشارکت خطمشیگذاران در فرآیند تصمیمسازی مبتنی بر هوش مصنوعی است. روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیل مضمون بوده و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان حوزه سیاستگذاری و تحول دیجیتال گردآوری شده است. نتایج، شش مضمون فراگیر را شناسایی کردهاند: شایستگی شناختی، ویژگیهای روانی-رفتاری، توانمندیهای ارتباطی، نگرش به فناوری، تجربه حرفهای و شرایط نهادی و زمینهای. این مضامین، ۱۴ مضمون اصلی و ۳۹ مضمون پایه را در بر گرفتند که ابعاد متنوع و پیچیده عوامل انسانی در تصمیمسازی هوشمند را نشان دادند. یافتهها تأکید کردند که بهرهگیری اثربخش از سامانههای هوشمند، نیازمند تقویت ظرفیتهای انسانی در کنار توسعه زیرساختهای فناورانه است.
رضا ملکی
چکیده
چکیدهمدیریت کتابخانههای عمومی ایران در سطح ملی با مسائل متعددی مواجه است. هدف این پژوهش شناسایی نظام مسائل مدیریت کتابخانههای عمومی ایران است. در این پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش فراترکیب و الگوی هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو از 64 مقاله در موضوع پژوهش که با رویکرد ملی در ایران انجام شده و در بازه زمانی 1390تا ۱۴۰4 منتشر ...
بیشتر
چکیدهمدیریت کتابخانههای عمومی ایران در سطح ملی با مسائل متعددی مواجه است. هدف این پژوهش شناسایی نظام مسائل مدیریت کتابخانههای عمومی ایران است. در این پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش فراترکیب و الگوی هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو از 64 مقاله در موضوع پژوهش که با رویکرد ملی در ایران انجام شده و در بازه زمانی 1390تا ۱۴۰4 منتشر شده بود، پس از چند مرحله غربالگری ۱۳ مقاله براساس شاخصهای جامعه پژوهش، ارتباط، اعتبار و روزآمدی انتخاب و تحلیل شد. با ترکیب یافتهها و نتایج کیفی پژوهش های منتخب، مضامین و مفاهیم بدست آمده در قالب 61 کد و 14 مفهوم مستخرج از آنها در 4 مقوله سیاستگذاری، برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی دستهبندی شدند. مطابق یافتهها اهم مسائل چهار مقوله شامل: مسائل سیاست گذاری: ابهام در نقشها و ترتیبات نهادی؛ مسائل برنامهریزی: شکاف راهبردی میان وضع موجود و مطلوب؛ مسائل اجرا: چالش نیروی انسانی، رشد فرهنگ سازمانی؛ مسائل ارزیابی: ناکارآمدی نظامهای کنترل راهبردی. دریک نتیجه گیری، مدیریت کتابخانههای عمومی ایران در سطح ملی با شبکهای از مسائل بههمپیوسته در سیاست گذاری، برنامهریزی، اجرا و ارزیابی مواجه است. حل مسائل مدیریت کتابخانههای عمومی ایران، نیازمند یک سازوکار و رویکرد نظاممند و کل نگر است که به پیوستگی مسائل و تأثیرات متقابل آنها بر یکدیگر توجه کند. در این رویکرد به جای پرداختن به هر یک از مسائل مدیریت به صورت مستقل مجموعه این مسائل در مقولههای سیاستگذاری، برنامهریزی، اجرا و ارزیابی به عنوان یک چرخۀ و فرآیند تکرار شونده و پیوسته مورد توجه قرار می گیرد.
رسول معتضدیان
چکیده
هدف این پژوهش تحلیل چالشهای اجرای برنامههای اصلاح نظام اداری بود. برای دستیابی به این هدف، پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه مبنایی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه با کنشگران حوزه اصلاح نظام اداری و با روش نمونهگیری هدفمند جمعآوری شد و فرآیند گردآوری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. مصاحبهها پس از پیادهسازی، به شیوه ...
بیشتر
هدف این پژوهش تحلیل چالشهای اجرای برنامههای اصلاح نظام اداری بود. برای دستیابی به این هدف، پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه مبنایی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه با کنشگران حوزه اصلاح نظام اداری و با روش نمونهگیری هدفمند جمعآوری شد و فرآیند گردآوری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. مصاحبهها پس از پیادهسازی، به شیوه کدگذاری نظاممند تحلیل شدند. یافتهها بر اساس رهیافت نظاممند اشتراوس و کوربین نشان داد که «فعال نبودن عرصه سیاست» بهعنوان پدیده محوری قابل شناسایی است. شرایط علّی شامل «ابهام در نظام حکمرانی کشور» و «ابهام در دوگانگی سیاست و اداره»، شرایط زمینهای شامل «اثرات محیط کلان» و «فرهنگ برنامهناپذیری»، و شرایط مداخلهگر شامل «ضعف در نظام برنامهریزی» و «ضعف در نهاد برنامهریزی اصلاح نظام اداری» هستند. در واکنش به این شرایط، راهبردهایی نظیر «تدوین برنامه صرفاً برای داشتن برنامه» و «تقلید از مدلهای خارجی» اتخاذ میشود. در نهایت، «پایین بودن قابلیت اجرا» و «ضعف در نظام ارزیابی» بهعنوان پیامدهای اصلی این فرآیند شناسایی شدند. این نتایج ضمن تبیین نظاممند موانع اصلاحات اداری، نشاندهنده ضرورت توجه به تقویت نهادهای برنامهریزی و ایجاد سازوکارهای پایدار برای افزایش کارایی و اثربخشی سیاستها در نظام اداری است.
رضا واعظی؛ حسین ادهمی
چکیده
نابرابریهای توسعه انسانی یکی از موانع اصلی جوامع کنونی در مسیر تأمین منافع عمومی و تحقق عدالت اجتماعی است. این نابرابریها عمدتاً ماحصل نبود فرصتهای برابر در کسب قابلیتهای اساسی در زمینههای آموزش، سلامت و درآمد برای همه افراد جامعه است. اهمیت این نابرابریها از آن جهت است که گسترش آن موجب افزایش فقر، تضعیف انسجام داخلی و در ...
بیشتر
نابرابریهای توسعه انسانی یکی از موانع اصلی جوامع کنونی در مسیر تأمین منافع عمومی و تحقق عدالت اجتماعی است. این نابرابریها عمدتاً ماحصل نبود فرصتهای برابر در کسب قابلیتهای اساسی در زمینههای آموزش، سلامت و درآمد برای همه افراد جامعه است. اهمیت این نابرابریها از آن جهت است که گسترش آن موجب افزایش فقر، تضعیف انسجام داخلی و در نهایت شکلگیری نارضایتی و تنشهای اجتماعی خواهد شد. در این میان، با وجود تغییر و تحولات گسترده حوزه رسانه، رسانههای جمعی و بهویژه رادیو و تلویزیون همچنان ظرفیت زیادی برای تأمین منافع عمومی از طریق ارائه محتوای مناسب برای ایجاد قابلیتهای اساسی و کاهش نابرابریهای انسانی دارند. لذا، پژوهش حاضر به عنوان یک پژوهش کیفی با هدف شناسائی ساز و کارهای رسانهای صدا و سیما برای کاهش نابرابریهای توسعه انسانی در ایران صورت گرفته است. استراتژی پژوهش، دادهبنیاد بوده و جامعه پژوهشی آن شامل خبرگان دانشگاهی و اجرائی حوزههای رسانه و مدیریت دولتی بودند که احاطه لازم به موضوعات توسعه را نیز داشتند. شیوه نمونهگیری در این تحقیق، نمونهگیری نظری بوده و از مصاحبه نیمهساختاریافته برای جمعآوری دادهها استفاده شده است. یافتههای این پژوهش، پنج ساز و کار اعتمادسازی، مدیریت تولید پیام، مدیریت پخش پیام، مدیریت منابع سازمانی و تقویت همکاریهای نهادی را به عنوان ساز و کارهای اصلی رسانه جمعی صدا و سیما برای کاهش نابرابریهای توسعه انسانی در ایران شناسائی نمود.