روح اله شفیعیان؛ میر علی سید نقوی؛ وجه اله قربانی زاده؛ علیرضا کوشکی جهرمی
چکیده
پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل رهبری نقطه عطف با اولویت بسیج منابع در شرکت هلدینگ سرمایهگذاری دارویی گلرنگ انجامشده است. این پژوهش از حیث فلسفه در پارادایم تفسیری قرار داشته و ازنظر جهتگیری نتیجهمحور، توسعهای–کاربردی و هدف اصلی پژوهش، اکتشافی و رویکرد آن استقرایی است. در زمینه روششناسی، پژوهش بهصورت آمیخته کیفی-کمی ...
بیشتر
پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل رهبری نقطه عطف با اولویت بسیج منابع در شرکت هلدینگ سرمایهگذاری دارویی گلرنگ انجامشده است. این پژوهش از حیث فلسفه در پارادایم تفسیری قرار داشته و ازنظر جهتگیری نتیجهمحور، توسعهای–کاربردی و هدف اصلی پژوهش، اکتشافی و رویکرد آن استقرایی است. در زمینه روششناسی، پژوهش بهصورت آمیخته کیفی-کمی طراحیشده است. در فاز نخست، با انجام مرور نظاممند ادبیات، تعداد 1291 سند علمی منتشرشده در بازه زمانی 2015 تا 2025 از چهار پایگاه داده معتبر لاتین و سه پایگاه داده معتبر فارسی استخراج و بر اساس چارچوب پریزما غربال شدند. مدیریت منابع نیز با نرمافزار زوترو انجام گرفت. در فاز دوم، از طریق تحلیل مضمون مصاحبههای نیمهساختاریافته با مدیران ارشد، مضامین کلیدی شناسایی شد. در فاز سوم، ساختاردهی ابعاد مدل با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری انجام و روابط میان ابعاد از طریق روش میکمک تبیین گردید. یافتهها به شناسایی 12 بعد در سه سطح منجر شد: در سطح سوم، ابعاد تشخیص و ایجاد نقاط عطف، شناختی- ادراکی و بسیج منابع سازمانی بهعنوان محرکهای اصلی؛ در سطح دوم، ابعاد مدیریت راهبردی تغییر، ظرفیتسازی پویا، ارزشهای زمینهای، رهبری انگیزشی و روانی، مدیریت ارتباطات و مشارکت ذینفعان، مدیریت موانع سیاسی، نوآوری و تحول فناورانه و چابکسازی سازمانی و در سطح اول، تضمین تغییر قرار گرفت. نتایج میکمک نشان داد تضمین تغییر، متغیر وابسته و سایر ابعاد، متغیرهای پیوندیاند. این ساختار، بیانگر ماهیت همبسته و پویای مدل و شبکه تعاملی قوی میان ابعاد آن است. همچنین، عوامل شکلگیری، موانع و پیامدهای اجرای مدل نیز تبیین شدند.
رضا بسطامی؛ مهدی مرتضوی؛ رشید قانعی
چکیده
هدف پژوهش شناسایی و تحلیل چالشهای اجرایی خطمشیدر فرآیند صدور مجوز در صنعت پتروشیمی با استفاده ازروش ترکیبی است. در مرحله کیفی، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با 6 خبره متشکل از مدیران و متخصصان با حداقل 5 سال تجربه مستقیم در زمینه دریافت مجوزهای صنعت پتروشیمی که به روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شده بودند، با روش تحلیل ...
بیشتر
هدف پژوهش شناسایی و تحلیل چالشهای اجرایی خطمشیدر فرآیند صدور مجوز در صنعت پتروشیمی با استفاده ازروش ترکیبی است. در مرحله کیفی، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با 6 خبره متشکل از مدیران و متخصصان با حداقل 5 سال تجربه مستقیم در زمینه دریافت مجوزهای صنعت پتروشیمی که به روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شده بودند، با روش تحلیل مضمون منجر به شناسایی 4 مضمون سازماندهنده و 15 مضمون پایه شد. در مرحله کمی، مضامین پس از دو دور نظرسنجی از خبرگان و تحلیل کمی به روش دلفی فازی، اجماع حاصل شد. مهمترین چالش شناساییشده، «عملکرد جزیرهای و تعارض منافع میان نهادهای ذیربط» بود. یافتهها چالشهای ساختاری و فرآیندی مؤثر بر کارایی خطمشیهای صدور مجوز در مرحله اجرا را آشکار میسازد و با ارائه راهکارهای مبتنی بر یافتهها موجب بهبود مجوزدهی و توسعه در صنعت پتروشیمی میشود.
امیررضا نریمانی؛ احمد رضا اباذری
چکیده
خصوصیسازی بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی اصلاح ساختار اقتصادی، با هدف افزایش کارایی، ارتقای رقابتپذیری و کاهش تصدیگری دولت، در ایران از طریق اجرای خطمشیهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی به یکی از محورهای اصلی خطمشیگذاری اقتصادی تبدیل شد. بااینحال، تجربه خصوصیسازی در صنعت نفت با چالشهای نهادی و حکمرانی قابلتوجهی مواجه ...
بیشتر
خصوصیسازی بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی اصلاح ساختار اقتصادی، با هدف افزایش کارایی، ارتقای رقابتپذیری و کاهش تصدیگری دولت، در ایران از طریق اجرای خطمشیهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی به یکی از محورهای اصلی خطمشیگذاری اقتصادی تبدیل شد. بااینحال، تجربه خصوصیسازی در صنعت نفت با چالشهای نهادی و حکمرانی قابلتوجهی مواجه شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل کارایی خطمشیهای خصوصیسازی در صنعت نفت ایران، این فرایند را نه صرفاً بهعنوان انتقال مالکیت، بلکه بهمثابه پدیدهای نهادی و حکمرانیمحور بررسی کرد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها پیمایشی با رویکرد کیفی است. دادهها از طریق ۱۸ مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان بهعنوان روایتگران تجربه زیسته و مطالعه اسنادی تکمیلی گردآوری شد. تحلیل دادهها با روش تحلیل مضمون Braun و Clarke و نرمافزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۲ انجام شد. چارچوب تحلیلی پژوهش بر تعامل سه سطح حکمرانی کلان، بخشی و بازار استوار است. نتایج به شناسایی چهار مضمون اصلی انجامید: غلبه منطق مالی کوتاهمدت بر اهداف توسعهای خصوصیسازی، ضعف حکمرانی تنظیمگر و ناهماهنگی نهادی، عدم انتقال واقعی کنترل مدیریتی، و بازتولید انحصار در قالب جدید. یافتهها نشان داد که خصوصیسازی در صنعت نفت ایران عمدتاً به شکل «شبهخصوصیسازی» اجرا شد و به تحقق اهدافی نظیر افزایش بهرهوری، رقابتپذیری و کاهش مداخلات دولت منجر نشد. در پایان، پیشنهادهای خطمشیای عملیاتی در سطوح راهبردی، نهادی و اجرایی ارائه شد و بر ضرورت اصلاح چارچوب حکمرانی و تنظیمگری بهعنوان پیششرط موفقیت خصوصیسازی در صنعت نفت تأکید گردید.
حرمت اصغری؛ عباس خداپرست
چکیده
با گسترش فناوریهای نوین در عرصه حکمرانی، هوش مصنوعی به یکی از ابزارهای کلیدی در تصمیمسازی و خطمشیگذاری عمومی تبدیلشده است. هرچند بهکارگیری این فناوری در نظام خطمشیگذاری کشور هنوز در مراحل اولیه یا محدود قرار دارد، اما حرکت بهسوی استفاده از سامانههای تصمیمیار هوشمند، ضرورت شناخت الزامات انسانی این تحول را دوچندان ...
بیشتر
با گسترش فناوریهای نوین در عرصه حکمرانی، هوش مصنوعی به یکی از ابزارهای کلیدی در تصمیمسازی و خطمشیگذاری عمومی تبدیلشده است. هرچند بهکارگیری این فناوری در نظام خطمشیگذاری کشور هنوز در مراحل اولیه یا محدود قرار دارد، اما حرکت بهسوی استفاده از سامانههای تصمیمیار هوشمند، ضرورت شناخت الزامات انسانی این تحول را دوچندان کرده است. بااینحال، ابعاد انسانی مؤثر بر تعامل خطمشیگذاران با سامانههای تصمیمیار هوشمند، همچنان نیازمند واکاوی عمیقتری میباشد. هدف این پژوهش، شناسایی و تبیین پارامترهای انسانی مؤثر بر مشارکت خطمشیگذاران در فرآیند تصمیمسازی مبتنی بر هوش مصنوعی است. روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیل مضمون بوده و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان حوزه سیاستگذاری و تحول دیجیتال گردآوریشده است. نتایج، شش مضمون فراگیر را شناسایی کردهاند: شایستگی شناختی، ویژگیهای روانی-رفتاری، توانمندیهای ارتباطی، نگرش به فناوری، تجربه حرفهای و شرایط نهادی و زمینهای. این مضامین، ۱۴ مضمون اصلی و ۳۹ مضمون پایه را در برگرفتند که ابعاد متنوع و پیچیده عوامل انسانی در تصمیمسازی هوشمند را نشان دادند. یافتهها تأکید کردند که بهرهگیری اثربخش از سامانههای هوشمند، نیازمند تقویت ظرفیتهای انسانی در کنار توسعه زیرساختهای فناورانه است.
سپیده مؤذن؛ پژمان صالحی؛ محمد احمدیان
چکیده
امروزه بقاء سازمانها تا حد بسیاری به رضایت مشتریان وابسته است. به عبارتی بهبود خدماتدهی به مشتریان و افزایش رضایتمندی آنها سبب میگردد تا سازمان در مسیر بهبود و پیشرفت قرار گیرد در ماهیت مشتریان تفاوتهای اساسی وجود دارد و خود مشتریان به گروههای مختلف تبدیل میشوند که فرایندها نیازها و الزامات مختلفی دارند اما بهصورت کلی ...
بیشتر
امروزه بقاء سازمانها تا حد بسیاری به رضایت مشتریان وابسته است. به عبارتی بهبود خدماتدهی به مشتریان و افزایش رضایتمندی آنها سبب میگردد تا سازمان در مسیر بهبود و پیشرفت قرار گیرد در ماهیت مشتریان تفاوتهای اساسی وجود دارد و خود مشتریان به گروههای مختلف تبدیل میشوند که فرایندها نیازها و الزامات مختلفی دارند اما بهصورت کلی مشتری رمز بقای یک سازمان میباشد. باوجود اهمیت حقوق شهروندی بهعنوان شاخص کلیدی توسعه و دموکراسی، شواهد نشان میدهد که در ایران و بهویژه در سطح مدیریت شهری، هنوز الگوی یکپارچه، بومی و کاربردی برای تحقق عملی حقوق شهروندی وجود ندارد. مطالعه حاضر به دنبال شناسایی و مؤلفههای اساسی تأمین حقوق شهروندی در شهرداری تهران بود. پژوهش ازلحاظ هدف در حوزه پژوهشهای کاربردی و به لحاظ روش گردآوری دادهها، کیفی بود. نتایج پژوهش نشان داد الگوی تأمین حقوق شهروندی در شهرداری تهران شامل 6 مضمون فراگیر، 21 مضمون پایه و 72 کد مضمون میباشد. بر اساس نتایج تحلیل مضمون ابعاد اصلی الگوی تأمین حضور شهروندی در شهرداری تهران شامل 1- سطح آگاهی حقوق شهروندی، 2- رفتار و تجربه، 3- اجرای سیاستها و حقوق شهروندی، 4- ساختار سازمانی، 5- رفتارها و تعاملات، 6- سازوکارهای نظارت، ارزیابی و 7- راهکارهای پیگیری میباشد
محمد یزدانی زیارت
چکیده
پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی ایجاد ارزش عمومی در حکمرانی استانی با تمرکز بر نقش مدیریت و تعالی خدمات عمومی در راستای تحقق منفعت عمومی انجامشده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهکارگیری روش نظریه دادهبنیاد، از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۳۰ نفر از ذینفعان کلیدی حکمرانی در استان خراسان شمالی (شامل مدیران ارشد ...
بیشتر
پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی ایجاد ارزش عمومی در حکمرانی استانی با تمرکز بر نقش مدیریت و تعالی خدمات عمومی در راستای تحقق منفعت عمومی انجامشده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهکارگیری روش نظریه دادهبنیاد، از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۳۰ نفر از ذینفعان کلیدی حکمرانی در استان خراسان شمالی (شامل مدیران ارشد و میانی، کارشناسان، اعضای شوراها، فعالان بخش خصوصی و شهروندان) اجرا گردید. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، به ارائه مدل پارادایمی انجامید که در آن «ضرورت گذار از حکمرانی اجرامحور به حکمرانی ارزشآفرین» بهعنوان پدیده محوری شناسایی شد. یافتهها نشان داد این پدیده یعنی آگاهی از ضرورت گذار در تقاطع فشارهای نهادی، نارساییهای عملکردی و مطالبات فزاینده ذینفعان ظهور میکند و در بستر ششگانۀ شرایط زمینهای (اجتماعی‑فرهنگی، اقتصادی‑منبعی، جغرافیایی‑زیرساختی، نهادی‑حکمرانی، زیستمحیطی‑اقلیمی و ظرفیت انسانی‑سازمانی) شکل میگیرد. کنشگران تحت تأثیر مداخلات سیاسی، اقتصادی، مدیریتی و محیطی، شش دسته راهبرد شامل راهبردهای نهادی‑راهبردی، عملیاتی‑خدماتی، ارتباطی‑اعتمادساز، توسعه ظرفیت انسانی، نقشآفرینی‑حکمرانی و فناورانه‑تطبیقی را دنبال میکنند. پیامدهای این فرآیند در سطوح اقتصادی‑توسعهای، اجتماعی‑نهادی، حکمرانی‑نهادی، کارکردی‑خدماتی و کلان‑نمادین ظهور یافته و حلقههای بازخوردی، سیستم حکمرانی را در مسیر خودتنظیمگری و در تعامل با حکمرانی ملی قرار میدهد. این مطالعه با ارائه الگویی پویا و فرآیندمحور برای ایجاد ارزش عمومی، نشان میدهد که تعالی خدمات عمومی درگرو توانایی کنشگران محلی در تطبیق خلاقانه راهبردها با بسترهای چندگانۀ استانی، از طریق حلقههای بازخوردی و یادگیری مستمر، در عین تعامل با سطوح ملی حکمرانی و انطباق با اسناد بالادستی است